خانه / شش کلاه تفکر / رنگها به عنوان جهت تفکر، نه شرح و توصیف آن

رنگها به عنوان جهت تفکر، نه شرح و توصیف آن

رنگها به عنوان جهت تفکر، نه شرح و توصیف آن

پایه و اساس تفکر موازی بر این امر استوار است که تمام افراد، در هر لحظه، به موضوع مورد بحث از زاویه و جهت ثابتی بنگرند؛ اما می توان این زاویه ی نگرش را تغییر داد. به طور مثال، ممکن است از فرد درخواست شود تا از جهت شمال یا شرق به یک ساختمان نگاه کند. اینها همان جهت های رایج جغرافیایی هستند؛ اما در قلمرو تفکر نیز باید جهت های متفاوتی را ابداع کنیم تا افراد بتوانند از آن زاویه ها به اندیشه بنشینند. این جهتها کدامند؟

همینجاست که موضوع کلاه ها به میان می آید. در بسیاری از فرهنگ ها، میان تفکر و «کلاه های تفکر» پیوند مستحکمی وجود دارد. ارزش هر کلاه به عنوان یک نماد، این است که نقشی را آشکار می کند. به طور مثال، گفته می شود که فلانی کلاو خاصی را بر سر گذاشته است. فایده ی دیگر کلاه این است که به آسانی می توان آن را بر سر گذاشت یا برداشت. همچنین کلاه برای آدمهای اطراف، قابل رؤیت است. به همین دلیل است که من از کلاه به عنوان نمادی برای جهت های مختلف اندیشیدن استفاده کرده ام. به طور معمول این کلاه ها جنبه ی خیالی و فرضی دارند؛ اگرچه گاهی نیز کلاه واقعی مورد استفاده قرار میگیرد. اغلب پوسترهای مربوط به انواع کلاه ها، به دیوارهای اتاق جلسه ها نصب می شود تا یاد آور جهت های فکری فرد باشد. در این جا شش کلاه رنگی به عنوان نماد شش جهت فکری مورد استفاده قرار گرفته است: سفید، قرمز، سیاه، زرد، سبز

20180207124114257983 رنگها به عنوان جهت تفکر، نه شرح و توصیف آن

اهمیت بسیاری دارد توجه کنیم که کلاهها تنها جهت گیری اندیشه را نشان می دهند؛ ولی توصیفی از آنچه اتفاق افتاده ارایه نمی دهند؛ یعنی اینطور نیست که شخص هرچه میلش باشد بگوید و آنگاه از کلاه ها برای توصیف آنچه رخ داده، استفاده کند. کلاه تنها نشان دهنده ی میزان شدن فکر در جهتی خاص است. جمله ی «در این جا اجازه دهید با کلاه سفید به موضوع بیندیشیم» ؛ یعنی بیایید بر اطلاعات متمرکز شویم. بدین ترتیب، هرکس باید سعی کند تا به اطلاعاتی که در دسترس اوست و همچنین به اطلاعاتی که مورد نیازش است و یا سؤالاتی که باید پرسیده شود، همچنین راه های دیگری که برای کسب اطلاعات وجود دارد و غیره، بیندیشد.جمله ی «از شما میخواهم کلاه قرمز خود را بر سر بگذارید»؛ یعنی از شما تقاضا میکنم ببینید در مورد این موضوع خاص احساساتتان، حس شهودی و هیجان هایتان به شما چه می گوید.جمله ی «این یک تفکر خوب با کلاه مشکلی بود، اکنون بیایید با کلاه زرد خود بیندیشیم…»؛ یعنی تا حالا که کلاه مشکی بر سر داشتیم، به موضوع با احتیاط می نگریستیم و اشکال های احتمالی را درنظر گرفتیم؛ اما حالا می خواهیم کلاه زرد بر سر بگذاریم و به منافع، فایده ها و ارزش های موضوع فکر کنیم). بنابراین، تفاوت عمده ای میان جهت گیری و توصیف وجود دارد. جهت گیری»؛ یعنی در موضعی خاص قرار گرفتن؛ ولى «توصیف»؛ یعنی بیان آنچه رخ داده است.جمله ی «از شما می خواهم به شرق نگاه کنید»؛ با این که بگوییم «شما درحال نگاه کردن به شرق بودید»، بسیار متفاوت است. جمله ی «از شما می خواهم مقداری خاگینه درست کنید. با اینکه بگوییم «می بینم که مقداری خاگینه درست کرده اید.»، بسیار تفاوت دارد.

منبع : شش کلاه تفکر

رنگها به عنوان جهت تفکر، نه شرح و توصیف آن, جهت ها و کلاه ها, حس شهودی, کلاه مشکی, اشکال احتمال, تفاوت, تفاوت, توصیفی, جهت تفکر, رنگ ها و تاثیر, شرح, توصیف

درباره مریم امیری

حتما ببینید

شش کلاه تفکر و نحوه استفاده از آن ها

شش کلاه تفکر و نحوه استفاده از آن ها جهت ها و کلاه ها پایه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + یک =