خانه / تفکر موازی / بحث و جدل علیه تفکر موازی

بحث و جدل علیه تفکر موازی

بحث و جدل علیه تفکر موازی

ایده ی اساسی نهفته در پشت تفکر غربی، در حدود دو هزار و سیصد سال پیش، توسط گروه سه نفره یونانی و براساس بحث و گفتگو طرح ریزی شد.سقراط بر بحث و جدل تأکید بسیاری داشت. در هشتاد درصد از گفتگوهایی که سقراط در آنها شرکت کرد (آنگونه که افلاطون نوشته است) هیچ نتیجه ی سودمندی حاصل نمی شد. سقراط، بسیار ساده، وظیفه ی خویش را تنها در این می دید که آنچه را «نادرست» است، نشان دهد. او می خواست استفاده ی صحیح از مفاهیمی همچون عدالت و عشق را از طریق کاربرد ناصحیح این مفاهیم یادآوری کند.افلاطون معتقد بود که حقیقت «مطلق» در زیر ظواهر پنهان شده است. او در مقایسه ی تمثیلی مشهور خود، از شخصی مثال می زند که در غاری غل و زنجیر شده و فقط می تواند دیوار انتهایی غار را ببیند. در ورودی غار آتشی برپا شده است و وقتی کسی وارد غار می شود، سایه اش بر روی دیوار انتهایی غار می افتد و فرد غل و زنجیر شده در انتهای غار، تنها سایه ی او را می بیند. افلاطون از این تمثیل برای بیان این نکته استفاده کرد که بگوید همه ی ما در زندگی خویش تنها می توانیم «سایه های» حقیقت را ببینیم.ارسطو منطق شمول /ناشمول را پایه ریزی کرد.

Note f7445a65 46f7 4362 a822 c4236547c8a2.jpg بحث و جدل علیه تفکر موازی

ما براساس تجربه های گذشته ی خود، «جعبه هایی را که شامل تعریفها، مقوله ها یا اصل ها هستند، دسته بندی کرده ایم. وقتی با چیزی مواجه می شویم، فقط مشخص می کنیم که آن متعلق به کدام جعبه است. هر شیء یا مفهومی می تواند در یکی از جعبه ها باشد یا نباشد. به عبارت دیگر، نیمی از هیچ شیء یا مفهومی نمی تواند درون جعبه و نیمی دیگر از آن بیرون جعبه باشد. همچنین هر شیء یا مفهومی تنها می تواند درون یک جعبه باشد یا نباشد و حالت سومی هم وجود ندارد.درنتیجه، تفکر غربی با «آنچه هست» سروکار دارد و این نیز به کمک تحلیل، قضاوت و بحث و جدل تعیین می شود. چنین روشی سودمند و خوب است؛ اما در ارتباط با تفکر، نگرش به کلی متفاوت دیگری هم وجود دارد که با «آنچه می تواند باشد» سروکار دارد و تفکری سازنده و خلاق به شمار می رود و به دنبال «طرح ریزی راه آینده» است.مجمع قانون اساسی استرالیا، در سال ۱۹۹۸، که برای تصمیم گیری درباره ی آینده ی فدراسیون تشکیل شده بود از من نیز برای گفتگو و مشاوره دعوت کرد. در آن جلسه، من این داستان را نقل کردم:

روزی روزگاری، مردی نیمی از اتومبیلش را به رنگ سفید و نیم دیگر آن را به رنگ سیاه درآورد. دوستانش از او پرسیدند چرا چنین کار عجیبی انجام داده است. او در جواب گفت: «این طوری هروقت تصادف کنم، شنیدن حرف های متناقض شهود در دادگاه، بسیار بامزه و سرگرم کننده است.» در پایان جلسه، رییس جلسه، آقای سر آنتونی میسون به من گفت که می خواهد از داستان من استفاده کند؛ زیرا در بسیاری وقت ها، در جریان بحث، هر دو طرف درست میگویند؛ اما هرکدام به موقعیت از دیدگاه های متفاوتی می نگرند.بسیاری از فرهنگ های جهان، شاید بیشتر آنها، بحث و گفتگو را فعالیتی غیرسازنده، ستیزه جویانه و شخصی قلمداد می کنند. به همین دلیل بسیاری از فرهنگ ها مشتاقانه آماده اند تا شیوه ی تفکر موازی در روش شش کلاه را بپذیرند و آن را مورد حمایت قرار دهند.

منبع : شش کلاه تفکر

بحث و جدل علیه تفکر موازی, افلاطون, سقراط, نظریه تفکر موازی, دادگاه, فرهنگ, مشتاقانه, متناقض, ایده ی اساسی, سایه هاکاریدر, عدالت, عشق, شخص, تفکر غربی

درباره مریم امیری

حتما ببینید

تعریف و کاربرد روش شش کلاه تفکر

تعریف و کاربرد روش شش کلاه تفکر اندیشه و تفکر، یکی از منابع بی انتهای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + نوزده =